نقد و بررسی فیلم زن و بچه
تاریخ انتشار: 25 مرداد 1404

توجه داشته باشید تماشای این فیلم برای افراد زیر 15 سال توضیه نمیگردد.


«زن و بچه»: مرثیه‌ای تکان‌دهنده برای یک زن، شاهکاری در کارنامه‌ی سعید روستایی

در کهکشان سینمای معاصر ایران، سعید روستایی ستاره‌ای است که با هر اثر، درخشان‌تر از پیش ظاهر می‌شود. او فیلمسازی است که از دل جامعه برآمده و دوربینش را بی‌واسطه و جسورانه به سمت حقایقی نشانه می‌رود که بسیاری ترجیح می‌دهند نادیده‌اش بگیرند. روستایی که با «ابد و یک روز» ظهور یک استعداد ناب را نوید داد، با «متری شیش و نیم» توانایی خود در تلفیق درام اجتماعی و تریلر نفس‌گیر را به رخ کشید و با «برادران لیلا» جاه‌طلبی‌اش در ترسیم فروپاشی یک خانواده را به عرصه‌ی جهانی برد، اکنون با چهارمین ساخته‌ی بلند خود، «زن و بچه»، به اوج پختگی هنری رسیده است. این فیلم، که با تحسین گسترده در جشنواره فیلم کن مواجه شد، نه تنها ادامه‌ی منطقی دغدغه‌های همیشگی کارگردانش، بلکه یک اثر سینمایی عمیق، پیچیده و به‌شدت تأثیرگذار است که پرتره‌ای فراموش‌نشدنی از یک زن در آستانه‌ی فروپاشی را به تصویر می‌کشد. «زن و بچه» یک فیلم ساده نیست؛ یک تجربه‌ی حسی تمام‌عیار، یک مرثیه‌ی اجتماعی تکان‌دهنده و یک رویداد سینمایی است که تماشای آن بر پرده‌ی عریض، فرصتی مغتنم برای هر دوست‌دار سینمای جدی و اندیشمند است.

 

روستایی همواره فیلمسازی متعهد به واقعیت‌های پیرامونش بوده است؛ واقعیاتی که نه برای نمایش فقر، که برای درک عمیق‌تر مناسبات انسانی به تصویر کشیده می‌شوند. او خود در این باره نگاهی شفاف دارد:

 

من یک تعهد اجتماعی دارم نسبت به طبقه‌ای که در دل آن دارم زندگی می‌کنم. فیلم من واجد هیچ نشانه‌ای دال بر سیاه‌نمایی نیست. دارند به ضرب و زور و آژان‌کشی رسانه‌ای سیاه‌نمایی را به فیلم من تزریق و الصاق می‌کنند.

 

منبع: روزانه

 

 

 

فیلم‌نامه: مهندسی دقیق یک فروپاشی

قدرت سینمای روستایی همواره از فیلم‌نامه‌های دقیق و حساب‌شده‌ی او نشأت می‌گیرد و «زن و بچه» نیز اوج این مهارت است. فیلم‌نامه، که توسط خود روستایی به نگارش درآمده، با یک فرض ساده آغاز می‌شود اما به تدریج، لایه‌های پیچیده‌ی روان‌شناختی و اجتماعی خود را آشکار می‌کند. داستان حول محور زندگی مهناز (با بازی خیره‌کننده‌ی پریناز ایزدیار) می‌چرخد؛ پرستاری بیوه که به تنهایی بار زندگی و بزرگ کردن دو فرزندش، علیار نوجوان و ندا کودک، را به دوش می‌کشد. او در آستانه‌ی ازدواج مجدد با حمید (پیمان معادی)، راننده آمبولانسی است که به او نوید زندگی آرام‌تری را می‌دهد. اما یک اتفاق به ظاهر کوچک، اخراج علیار از مدرسه، مانند سنگی است که به برکه‌ی آرام زندگی او پرتاب می‌شود و امواجی از بحران‌های پیاپی را به راه می‌اندازد.

 

 

 

فیلم «زن و بچه» داستان مهناز، یک پرستار ۴۵ ساله و بیوه، و مادر دو فرزند است. او سال‌هاست که بار زندگی را به تنهایی به دوش می‌کشد. در آستانه شروع یک رابطه جدید با مردی به نام حمید، مهناز ناگهان با یک بحران خانوادگی روبرو می‌شود: پسر نوجوانش، علیار، از مدرسه اخراج می‌شود. این اتفاق زنجیره‌ای از تراژدی‌ها را آغاز می‌کند که مهناز را در وضعیتی از بن‌بست، خشم و بی‌پناهی قرار می‌دهد. در این شرایط، مرز میان انتقام و عدالت برای او گم می‌شود و مهناز ناچار به تصمیم‌هایی تن می‌دهد که آینده‌اش را نابود می‌کند.

 

آنچه فیلم‌نامه را برجسته می‌کند، نمایش استادانه‌ی «اثر دومینو» است؛ چگونه یک تصمیم اشتباه، یک دروغ مصلحتی یا یک لحظه غفلت، می‌تواند به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر ختم شود. روستایی با صبر و حوصله، شخصیت‌هایش را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که هر انتخابی، آن‌ها را به سمت باتلاقی عمیق‌تر سوق می‌دهد. فیلم به زیبایی نشان می‌دهد که در غیاب شبکه‌های حمایتی مؤثر خانوادگی و اجتماعی، یک زن تنها چقدر آسیب‌پذیر است. این صرفاً داستان یک تراژدی شخصی نیست، بلکه کالبدشکافی یک فروپاشی اجتماعی است که در مقیاسی کوچک و در دل یک خانواده رخ می‌دهد. فیلم با ریتمی حساب‌شده، از یک درام خانوادگی به یک تریلر روان‌شناختی پرتنش تبدیل می‌شود و مخاطب را تا آخرین لحظه، درگیر اضطراب و همذات‌پنداری با قهرمان درمانده‌اش می‌کند.

 

 

 

کارگردانی: رئالیسم شاعرانه در دل آشوب

سبک کارگردانی سعید روستایی، امضای اوست: رئالیسمی بی‌پرده، پر از جزئیات و آمیخته با تنش‌های کلامی و فیزیکی که تماشاگر را در مرکز واقعه قرار می‌دهد. در «زن و بچه»، این سبک به پختگی و تعادل رسیده‌ است. دیگر از هیاهوی بی‌وقفه‌ی آثار قبلی خبری نیست؛ اینجا سکوت‌ها، نگاه‌ها و فضاهای خالی به اندازه‌ی دیالوگ‌ها اهمیت دارند. روستایی خشونت را نه در فریاد، که در سکوت‌های سنگین و تصمیم‌های ناگفته به تصویر می‌کشد. او با استفاده‌ی هوشمندانه از برداشت‌های بلند و دوربین سیال، فضایی ملموس و در عین حال خفه‌کننده خلق می‌کند که حس به دام افتادن شخصیت‌ها را به خوبی منتقل می‌کند.

 

یکی از نقاط قوت کارگردانی در «زن و بچه»، توانایی روستایی در خلق «آشوب کنترل‌شده» است. صحنه‌های پرتنش، مانند سکانس هنرستان علیار، با دکوپاژی دقیق و حساب‌شده اجرا شده‌اند. دوربین ادیب سبحانی، فیلمبردار فیلم، نه تنها ناظر، بلکه یک شرکت‌کننده‌ی فعال در ماجراست؛ گاهی از بالا به سرنوشت شخصیت‌ها می‌نگرد و گاهی آنقدر به آن‌ها نزدیک می‌شود که نفس‌هایشان را حس می‌کنیم. این رویکرد، فاصله‌ی امن تماشاگر با فیلم را از بین می‌برد و او را وادار می‌کند تا رنج و استیصال مهناز را نه فقط «ببیند»، بلکه «احساس» کند. این همان کیمیایی است که سینمای روستایی را از یک گزارش اجتماعی صرف، به یک تجربه‌ی زیسته‌ی عمیق و انسانی بدل می‌کند.

 

بازیگری: ارکستری هماهنگ به رهبری یک اجرای تاریخی

اگر «زن و بچه» را به یک ارکستر تشبیه کنیم، بازیگرانش نوازندگانی هستند که هر یک در جای خود بی‌نقص می‌نوازند، اما این پریناز ایزدیار است که با اجرای خود، کل اثر را به سطحی دست‌نیافتنی ارتقا می‌دهد. بازی او در نقش مهناز، نه تنها بهترین نقش‌آفرینی کارنامه‌ی او، بلکه یکی از ماندگارترین و قدرتمندترین پرتره‌های زن در تاریخ سینمای ایران است.

 

 

 

پریناز ایزدیار: تجسم خشم، رنج و مقاومت

ایزدیار فراتر از تکنیک‌های بازیگری، به روح شخصیت مهناز نفوذ کرده است. او زنی را به تصویر می‌کشد که میان عشق مادرانه، میل به زندگی، خشم فروخورده و تقلایی بی‌وقفه برای بقا تکه‌تکه شده است. قدرت بازی او در جزئیات نهفته است: در لرزش نامحسوس دستانش، در نگاه‌های خیره‌ای که جهانی از ناگفته‌ها را در خود دارد و در سکوت‌هایی که از هر فریادی رساتر است. او شخصیتی خاکستری خلق می‌کند که نه قربانی منفعل است و نه قهرمانی بی‌نقص؛ انسانی است واقعی با تمام ضعف‌ها و قدرت‌هایش. تحسین منتقدان بین‌المللی از بازی او کاملاً به‌جا بود.

 

 

 

«زن و بچه» هم اثری فوق‌العاده پرتنش است و هم در نمایش زنی که با دردی وصف‌ناپذیر دست‌وپنجه نرم می‌کند، عمیقاً تأثیرگذار عمل می‌کند. و روستایی در وجود پریناز ایزدیارِ برجسته، که گذار او از صمیمیتی دلنشین به خشمی سوزان کاملاً باورپذیر است، همکار بی‌نقصی برای به پایان بردن سه‌گانه‌ی زنانه‌ی خود یافته است.

 

منبع: Time Out

 

 

 

گروه بازیگران: ستون‌های استوار درام

درخشش ایزدیار اما در خلأ رخ نمی‌دهد. پیمان معادی در نقش حمید، بار دیگر توانایی خود در ایفای نقش‌های پیچیده را به نمایش می‌گذارد. او مردی را بازی می‌کند که در ظاهر خوش‌برخورد و حامی است، اما لایه‌های زیرین شخصیتش به تدریج آشکار می‌شود و مخاطب را در قضاوت نسبت به خود دچار تردید می‌کند. حسن پورشیرازی در نقش پدربزرگ و فرشته صدرعرفایی در نقش مادر، با حضور کوتاه اما مؤثر خود، وزن و اعتباری دوچندان به فیلم بخشیده‌اند. همچنین بازیگران نوجوان فیلم، به خصوص سینان محبی در نقش علیار، آنچنان طبیعی و باورپذیر ظاهر شده‌اند که به راحتی می‌توان با دنیای پرآشوب آن‌ها ارتباط برقرار کرد.

 

 

 

عناصر فنی: هنر در خدمت روایت

«زن و بچه» از منظر فنی نیز یک اثر دقیق و خوش‌ساخت است. همکاری مجدد سعید روستایی با بهرام دهقانی، تدوینگر برجسته‌ی سینمای ایران، یک انتخاب هوشمندانه بوده است. دهقانی با کات‌های دقیق و ریتمی حساب‌شده، به تنش موجود در صحنه‌ها می‌افزاید و از افتادن فیلم به ورطه‌ی تکرار جلوگیری می‌کند. موسیقی متن فیلم که ساخته‌ی رامین کوشا است، حضوری حداقلی اما بسیار مؤثر دارد. موسیقی به جای آنکه بر صحنه‌ها تحمیل شود، از دل آن‌ها برمی‌خیزد و به خصوص در سکانس‌های احساسی پایانی، به عمق عاطفی فیلم کمک شایانی می‌کند. تمام جزئیات فنی فیلم، از جمله اطلاعات کامل عوامل و بازیگران، نشان از یک پروژه‌ی حرفه‌ای و فکرشده دارد که در آن هر عنصر در خدمت هدف نهایی فیلم، یعنی خلق یک تجربه‌ی سینمایی کامل، به کار گرفته شده است.

 

⚠️ اسپویل — واکاوی لایه‌های پنهان داستان

 

برای درک کامل عمق تراژدی «زن و بچه»، ناگزیر به بررسی نقاط عطف داستانی آن هستیم. فیلم در نیمه‌ی دوم خود، با یک چرخش هولناک، از یک درام اجتماعی به یک تراژدی به معنای کلاسیک کلمه تبدیل می‌شود. حادثه‌ای که برای پسر مهناز رخ می‌دهد، نقطه‌ی بی‌بازگشت داستان است؛ لحظه‌ای که تمام امیدها به یاس بدل شده و شخصیت اصلی را در برابر یک انتخاب اخلاقی غیرممکن قرار می‌دهد. اینجاست که فیلم عمیق‌ترین و دردناک‌ترین پرسش‌های خود را مطرح می‌کند: وقتی سیستم‌های حمایتی (خانواده، قانون، جامعه) فرد را تنها می‌گذارند، آیا او برای اجرای عدالت شخصی محق است؟ و این عدالت شخصی، چه بهایی دارد؟

 

تصمیم مهناز برای انتقام، یک کنش تکان‌دهنده است که ریشه در استیصالی عمیق دارد. روستایی این مسیر را به شکلی استادانه زمینه‌چینی می‌کند. او به ما نشان می‌دهد که چگونه انباشت تحقیرها، بی‌عدالتی‌ها و فشارهای روانی، می‌تواند یک انسان معمولی و یک مادر فداکار را به مرز جنون و خشونت بکشاند. فیلم، عمل او را تأیید یا تقبیح نمی‌کند؛ بلکه با قرار دادن تماشاگر در موقعیت روانی او، ما را وادار به همذات‌پنداری با انگیزه‌هایش می‌کند. این همان نقطه‌ای است که برخی منتقدان، فیلم را «افسرده‌کننده» و «ناامیدکننده» خوانده‌اند. اما این ناامیدی، نه یک ضعف، که نقطه‌ی قوت فیلم است. «زن و بچه» از ارائه‌ی راه‌حل‌های ساده و پایان‌های خوش هالیوودی سر باز می‌زند، زیرا معضلاتی که به تصویر می‌کشد، در دنیای واقعی نیز راه‌حل ساده‌ای ندارند.

 

پایان‌بندی فیلم، یکی از قدرتمندترین و مبهم‌ترین پایان‌بندی‌های سال‌های اخیر سینمای ایران است. سکانس آخر، با نگاه خیره‌ی مهناز به دوربین، یک پایان باز نیست؛ بلکه یک اتهام مستقیم به تماشاگر و جامعه است. این نگاه، سرشار از پرسش‌های بی‌پاسخ است: چه کسی مقصر است؟ آیا عدالت اجرا شد؟ و هزینه‌ی این عدالت چه بود؟ روستایی با این پایان، مسئولیت نتیجه‌گیری را بر دوش مخاطب می‌گذارد و او را با وجدانش تنها رها می‌کند. فیلم تمام نمی‌شود، بلکه در ذهن تماشاگر ادامه می‌یابد و او را وادار به تفکر درباره‌ی ساختارهایی می‌کند که چنین تراژدی‌هایی را تولید و بازتولید می‌کنند.

 

 

نتیجه‌ گیری: چرا «زن و بچه» یک رویداد سینمایی است که نباید از دست داد

«زن و بچه» فیلمی فراتر از یک داستان تلخ است؛ این اثر یک تجربه‌ی سینمایی کامل، یک بیانیه‌ی اجتماعی قدرتمند و یک دستاورد هنری برجسته است که تماشای آن بر پرده‌ی سینما برای هر علاقه‌مند به سینمای جدی، یک ضرورت است. فیلم، چکیده‌ی تمام توانایی‌های سعید روستایی در مقام یک کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس مؤلف است: کارگردانی بی‌باک و مسلط، فیلم‌نامه‌ای دقیق و مهندسی‌شده، و توانایی بی‌نظیر در هدایت بازیگران.

 

موفقیت فیلم در عرصه‌ی بین‌المللی و حضور در بخش مسابقه‌ی اصلی یکی از معتبرترین جشنواره‌های جهان یعنی جشنواره کن، و تشویق ایستاده‌ی بیش از ده دقیقه‌ای تماشاگران پس از نمایش آن، گواهی بر کیفیت جهانی و اهمیت این اثر است. اما فراتر از افتخارات، «زن و بچه» به خاطر نقش‌آفرینی جاودانه‌ی پریناز ایزدیار در تاریخ سینما ماندگار خواهد شد؛ بازی‌ای که به تنهایی ارزش خرید بلیت و تماشای فیلم را دارد. این فیلم، با تکیه بر گروه بازیگری یکدست، همکاری درخشان روستایی با غول تدوین، بهرام دهقانی، و اجرای فنی بی‌نقص، استانداردهای جدیدی را برای سینمای اجتماعی ایران تعریف می‌کند.

 

«زن و بچه» ممکن است فیلمی سخت و آزاردهنده باشد، اما تماشای آن ضروری است. این فیلمی است که شما را به چالش می‌کشد، احساساتتان را جریحه‌دار می‌کند، و وادارتان می‌کند تا به جهان اطرافتان با نگاهی دیگر بنگرید. این یک اثر هنری است که پس از خروج از سالن سینما رهایتان نمی‌کند و تا مدت‌ها ذهن و روحتان را به خود مشغول خواهد داشت. از دست دادن فرصت تماشای چنین رویداد سینمایی مهمی بر پرده‌ی عریض سینما، حسرتی بزرگ خواهد بود. «زن و بچه» نه تنها بهترین فیلم سعید روستایی تا به امروز، بلکه یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین آثار سینمای ایران در دهه‌ی اخیر است. همین امروز برای خرید بلیط فیلم زن و بچه اقدام کنید.