فیلم سینمایی «پیرپسر» به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی موفق شده تاکنون میزبان بیش از یک میلیون و پانصد هزار نفر مخاطب باشد.
این فیلم بحث برانگیز صدرنشین فروش فیلمهای غیر کمدی و جذب مخاطب در سینمای اجتماعی ایران است. تهیهکنندگی «پیر پسر» را بابک حمیدیان و حنیف سـروری به طور مشترک برعهده دارند و حامد بهداد، لیلا حاتمی، محمد ولیزادگان، و با هنرمندی حسن پورشیرازی؛ و با حضور بابک حمیدیان؛
محمدرضا داوودنژاد، رضا رویگری، فهیمه رحیمنیا، وحید قاضیزاهدی، علی رحیمی، هژیرسام احمدی، مهسا باقری، میثم غنیزاده، مهری کاظمی، وحید رحمتی، آرش آقابیک، شقایق فریاد شیران و … بازیگران آن هستند.
«پیر پسر» پیش از این جایزه بزرگ بهترین فیلم را از جشنواره درجه A روتردام، در سال ۲۰۲۴ بدست آورده است.
فیلم سینمایی "آدم فروش" با نام پیشین "تابستان همان سال" فیلمی درام، خانوادگی و اجتماعی به کارگردانی محمود کلاری و تهیهکنندگی علی اوجی شهریور ماه در سینماهای سراسر کشور اکران می شود.
فیلمنامه آن را نیز محمود کلاری و باران جعفری به صورت مشترک، به نگارش درآوردهاند.
علی شادمان، فریبا نادری، سمیرا حسن پور، رویا جاوید نیا، مهرو نونهالی ،صابر ابر، پژمان بازغی، نسیم ادبی، رایان سرلک، رونیکا بهرام زاده و مهران مدیری در فیلم "آدم فروش" نقش آفرینی کردند.
پخش این فیلم با موسسه فیلمیران می باشد.
فیلم سینمایی «کوسه» به کارگردانی علی عطشانی و تهیهکنندگی علی عطشانی و سید محمد احمدی، شهریورماه روی پرده سینماهای سراسر کشور خواهد رفت.
فیلمبرداری «کوسه» در ایران و ترکیه انجام شده است و مهدی هاشمی، مهران احمدی، سیما تیرانداز، بهناز جعفری، ریحانه پارسا، محمدجواد جعفرپور، مهران رجبی، بهراد خرازی، مهسا کامیابی، مجید مهین دوست، احمدرضا موسوی، آن ماری سلامه از لبنان و آسیا تاشکین از ترکیه با حضور پژمان جمشیدی مجموعه بازیگران این فیلم کمدی هستند.
پخش فیلم فوق با فیلمیران می باشد.
نخستین ساخته سینمایی ابراهیم نورآورمحمد از اوایل آبانماه به روی پرده میرود.
«ملکه آلیشون» یک فانتزی جذاب در گونه کودک و نوجوان است که انتطار میرود با استقبال خوبی از جانب مخاطب هدف و خانوادهها مواجه شود.
«ملکه آلیشون» پیشتر موفق به دریافت جوایزی چون بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر و همچنین برنده جایزه شورای داوران و بهترین دستاورد فنی و هنری در سیوپنجمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوان اصفهان شده بود.
این فیلم در بخش رقابتی چهلودومین دوره جشنواره فیلم فجر نیز حضور داشت.
«ملکه آلیشون» پس از پایان اکران فیلم «ناتوردشت» به سرگروهی پردیس سینمایی هویزه و با پخش دفتر راه عرفان با مدیریت محسن مسافرچی، از اوایل آبانماه به روی پرده میرود
توجه داشته باشید تماشای این فیلم برای افراد زیر 18سال به هیچ عنوان توصیه نمیگردد.
سینمای ایران در سالهای اخیر شاهد ظهور آثاری بوده است که تلاش میکنند از مرزهای متعارف فراتر روند و به عمق مسائل اجتماعی و روانشناختی جامعه بپردازند. در این میان، فیلم **"پیر پسر"** به کارگردانی **اکتای براهنی**، نه تنها گامی بلند در این مسیر برداشته، بلکه خود را به عنوان یکی از برجستهترین و بحثبرانگیزترین آثار سینمای معاصر ایران مطرح کرده است. این فیلم که محصول سال ۱۴۰۰ است، پس از دورهای طولانی از توقیف و بلاتکلیفی، سرانجام در سال 1404 به پرده سینماها راه یافت و با استقبال گسترده مخاطبان و منتقدان مواجه شد. این استقبال، با شکستن رکوردهای گیشه همراه بود و نشان داد که چگونه یک اثر جدی و متفکرانه میتواند در فضایی که غالباً کمدیها پیشتاز فروش هستند، قلب و ذهن تماشاگران را تسخیر کند.
"پیرپسر" نه تنها به عنوان فیلمی "درخشان، پر اُبهت و تکاندهنده" توصیف شده است، بلکه بسیاری آن را "پیشرو در سینمای اجتماعی ایران" میدانند که "جان تازهای به این ژانر بخشیده" و پتانسیل "جریانساز" بودن را دارد. این موفقیت در گیشه، به ویژه برای فیلمی با محتوای عمیق و چالشبرانگیز، نشاندهنده عطش مخاطب ایرانی برای آثاری است که به جای سرگرمی صرف، به تأمل واداشته و به مسائل بنیادین جامعه میپردازند. این پدیده، نه تنها برای "پیرپسر" یک دستاورد بزرگ است، بلکه میتواند مسیر را برای تولید و اکران فیلمهای اجتماعی جدیتر در آینده هموار کند و به تنوع و غنای سینمای ملی بیفزاید.
اکتای براهنی، کارگردان این اثر، خود از پیشینهای غنی و تأثیرگذار برخوردار است. او متولد ۱۳۵۳ در تهران و فرزند ارشد رضا براهنی، شاعر و سخندان نامآشنای ایرانی است. این پیوند با ادبیات و فرهنگ غنی ایران، از همان دوران نوجوانی با تشویق پدرش به خواندن آثار بزرگان ادبیات جهان، به ویژه فئودور داستایفسکی، در او ریشه دوانده است. براهنی تحصیلات مهندسی صنایع خود را در ایران نیمهتمام رها کرد و برای تحصیل در رشته سینما به دانشگاه یورک تورنتو در کانادا مهاجرت نمود. این ترکیب از ریشههای عمیق ادبی و تحصیلات آکادمیک سینمایی در خارج از کشور، به براهنی دیدگاهی منحصربهفرد بخشیده است که او را قادر میسازد تا مضامین پیچیده ادبی را با زبانی سینمایی و بینالمللی به تصویر بکشد. پیش از "پیرپسر"، او کارگردانی فیلمهای کوتاه "کاناپه" و "تولد داماد" و مستند "خطاب به پروانهها" را در کارنامه خود دارد و نخستین فیلم بلندش، "پل خواب"، نیز در جشنواره فجر ۱۳۹۴ به نمایش درآمد. همچنین، او نویسندگی فیلمنامههای "لتیان" و "عنکبوت" را نیز بر عهده داشته است. این پیشینه، به خوبی نشان میدهد که "پیرپسر" حاصل ذهن یک هنرمند باسواد و متعهد است که تلاش میکند تا با تلفیق دانش ادبی و سینمایی خود، آثاری عمیق و ماندگار خلق کند.
**"پیرپسر"** نه تنها یک فیلم برای تماشا، بلکه یک تجربه عمیق و چالشبرانگیز است که مخاطب را به تفکر وامیدارد. این اثر، صرفاً داستانی را روایت نمیکند، بلکه "تجربهای حسی" را برای تماشاگر میآفریند که او را به درون دنیای پرتنش و نمادین فیلم میکشاند. حواشی و واکنشهای تندی که این فیلم از سوی برخی چهرههای سیاسی برانگیخت، خود گواهی بر قدرت تأثیرگذاری و جسارت آن در پرداختن به تابوهای اجتماعی است. این واکنشها، که گاه به تلاش برای توقیف فیلم نیز انجامید، نشان میدهد که "پیرپسر" اثری است که از مرزهای سرگرمی فراتر رفته و به بحثهای مهم و ضروری در جامعه دامن میزند. این فیلم، با شجاعت تمام، به سراغ زخمهای پنهان جامعه میرود و مخاطب را به مواجهه با آنها دعوت میکند. بنابراین، تماشای **"پیرپسر"** برای هر علاقهمند به سینمای جدی و متفکر، یک ضرورت است.
**"پیرپسر"** داستانی است از یک خانواده سه نفره که در آپارتمانی قدیمی و دوطبقه در تهران زندگی میکنند. محور این خانواده، **"غلام"** (با بازی حسن پورشیرازی)، پدری مستبد، معتاد و دائمالخمر است که سایه سنگین خشونت و ضربههای روانیاش بر زندگی دو پسرش، "علی" (با بازی حامد بهداد) و "رضا" (با بازی محمد ولیزادگان) افتاده است. این دو پسر، که خود در آستانه میانسالگی قرار دارند، در شرایط سخت اقتصادی به سر میبرند و مصرانه خواهان فروش خانه و آغاز زندگی مستقل هستند، اما غلام به شدت با این خواسته مخالفت میکند. این تضاد بر سر فروش خانه، به بستری برای بروز شکافهای عمیقتر شخصیتی و اخلاقی در خانواده تبدیل میشود.
فیلم با صحنهای تکاندهنده آغاز میشود؛ جایی که علی و رضا در حال گفتگو درباره "یکسره کردن کار پدرشان" هستند و با حسرت از اینکه چرا دفعه قبل، وقتی پدر از حال رفته بود، کار را تمام نکردهاند، سخن میگویند. این شروع جسورانه، بلافاصله لحنی تاریک و از نظر اخلاقی پیچیده را به مخاطب القا میکند و نشان میدهد که با یک درام خانوادگی معمولی روبرو نیستیم. این صحنه، به سرعت تنشهای عمیق خانوادگی را آشکار میسازد و مخاطب را از همان ابتدا به درون فضای خفقانآور و پرمخاطره فیلم میکشاند. این انتخاب روایی، نه تنها یک نقطه شروع دراماتیک است، بلکه به صورت هوشمندانه، زمینه را برای بررسی مضامین سنگینتر فیلم از جمله پدرسالاری، خشونت و فروپاشی روابط انسانی فراهم میکند.
ورود **"رعنا"** (با بازی لیلا حاتمی) به عنوان مستأجر طبقه بالای خانه، به مثابه یک کاتالیزور عمل میکند و تنشهای موجود را به مرحلهای انفجاری میکشاند. علاقه همزمان غلام و علی به رعنا، یادآور تراژدیهای کهن و مثلثهای عشقی ادبیات کلاسیک است که زمینهساز تقابل نهایی میان نسلها و جنسهای مختلف میشود. حضور رعنا، نمادی از تحول و مقاومت در برابر تفکرات واپسگرایانه است و در سکانسهای بسیاری، به ویژه در مواجهه با غلام، نقش محوری در پیشبرد درام ایفا میکند.
**"پیرپسر"** اثری است که ریشههای عمیقی در ادبیات کلاسیک جهان و اساطیر کهن دارد. اکتای براهنی، خود اذعان دارد که فیلمش برگرفته از رمان **"برادران کارامازوف"** فئودور داستایفسکی است. این انتخاب، نه تنها به فیلم عمق فلسفی میبخشد، بلکه جهانی رازآلود، پرتنش و انسانی را به تصویر میکشد که در آن ذهن انسان به صحنه اصلی نبرد میان ایمان و شک، اخلاق و جنایت، عشق و انزوا تبدیل میشود. شخصیتهای داستایفسکی اغلب بین دو قطب خیر و شر، ایمان و بیخدایی، عقل و جنون، عشق و نفرت معلقاند و همین خاکستریبودن، آنها را واقعی و چندلایه میکند. این اقتباس، صرفاً یک بازآفرینی ساده نیست؛ بلکه براهنی با هوشمندی، این مضامین جهانی را بومیسازی کرده و با سینمای امروز ایران منطبق ساخته است. توانایی فیلم در جذب مخاطب برای سه ساعت و ده دقیقه، نشاندهنده موفقیت این بومیسازی و قدرت روایتگری مستقل فیلم است.
علاوه بر داستایفسکی، **"پیرپسر"** از اسطورههای ایرانی مانند **"رستم و سهراب"** و تراژدیهای یونانی همچون **"ادیپ شهریار"** (اثر سوفوکل) نیز الهام گرفته است. این تلفیق هوشمندانه از منابع مختلف، فیلم را به "یک روایت مدرن از پسرکشی در شاهنامه" بدل میکند. در شاهنامه، پدر ندانسته پسر را میکشد، اما در "پیرپسر" این پسر است که با آگاهی کامل، سرنوشت از پیش نوشته شده خود را به انجام میرساند. این تغییر در روایت اسطوره، به فیلم لایههای معنایی جدیدی میبخشد و آن را به اثری عمیق در باب جبر و اختیار، و چرخه خشونت در خانواده و جامعه تبدیل میکند. این رویکرد چندلایه به اقتباس، فیلم را از یک درام صرف فراتر برده و به کاوشی فلسفی در باب وضعیت انسانی مبدل میسازد، که برای مخاطبان جدی سینما بسیار جذاب خواهد بود.
**"پیرپسر"** فراتر از یک درام خانوادگی، "تصویرگر تراژدی عمیق و دردناک یک خانواده است که در دل جامعهای گرفتار معضلات بزرگتر و ساختاریتر گرفتار شده است". این فیلم، "چهره تاریک جامعه معاصر ایران" را آشکار میسازد که در آن فقر و اعتیاد بر بستر خانواده سایه افکنده است. این نمایش بیپرده از واقعیتهای تلخ، ضرورت اجتماعی این اثر را برجسته میکند؛ در شرایطی که خانوادهها در ایران و بسیاری جوامع دیگر، در حال از دست دادن انسجام و روح خود هستند، چنین فیلمهایی میتوانند "آینهای باشند برای فهم بهتر واقعیتها، دیالوگگشایی و جراحی دردهای پنهان اجتماع".
شخصیت پدر (غلام)، نمادی از "استبداد و سلطه نابودکنندهای" است که نه تنها در خانواده، بلکه در سطح جامعه نیز زخمهای عمیق ایجاد میکند. رابطه سرد و پرتنش پدر و پسران، بازتابی است از رابطهای که نسلهای مختلف جامعه ایرانی زیر بار آن له شدهاند. فیلم با شجاعت تمام، واقعیتهای تلخ خشونت خانوادگی، مصرف مواد، بیاعتمادی و فرسایش عاطفی را بدون پردهپوشی به تصویر میکشد. این جسارت در پرداختن به تابوهایی همچون تصویر سنتی پدر به عنوان محور امنیت و اقتدار، و نشان دادن او به عنوان "منشأ خشونت"، "پیرپسر" را به اثری "عصیانی علیه بد سرپرست سالاری" تبدیل میکند؛ در جامعهای که قوانینش حتی پدر را از جزای کشتن فرزندش مصون میدارد. این رویکرد، فیلم را به یک اثر انقلابی در سینمای اجتماعی ایران تبدیل میکند که به جای ماله کشیدن بر روی زخمها، آنها را با شجاعت تمام به نمایش میگذارد.
شخصیت رعنا (با بازی لیلا حاتمی)، تصویری زنانه از "تقاطع شر، فقر و امید" است. او نه تنها در معرض خشونت بیرونی است، بلکه اسیر وسوسههای درونی همچون نیاز به تأیید و خودشیفتگی است. با این حال، او در دل این وضعیت، هنوز در تلاش است برای حفظ کرامت و بازیافتن خویش. رعنا در برابر "جهانی مردسالار که فقط به دنبال تن اوست" میایستد و نمیخواهد قابلیتهای خود را نادیده بگیرد. این شخصیت، نمادی از "تحول و مقاومت در برابر تفکرات واپسگرایانه" است که در نهایت به یک نتیجه غیرمنتظره ختم میشود. حضور او در خانه، نه تنها موجب آشفتگی روانی میشود، بلکه حسهای نهفته را به سطح میآورد و به نوعی بازسازی روانی را در مواجهه با او آغاز میکند.
در **"پیرپسر"**، خانه قدیمی محل زندگی خانواده، تنها یک لوکیشن نیست؛ بلکه "تبدیل به نمادی از خود جامعه آسیبدیده شده است که در آن شکافها، بحرانها و نفرتهای نسلها برجسته شدهاند". دیوارهای ترکخورده و فضاهای سایهدار این خانه، نمادی از "فضای روانی آلوده و خانوادهای در حال فروپاشی" است و "بستر مناسبی برای بروز خشم سرکوبشده، اضطراب و تنش" را فراهم میکند. این فضا، "بهمثابه کاراکتری مستقل، شخصیتها را محاصره و محدود میکند" و حس تنگنا و خفقان را به مخاطب القا مینماید.
استفاده از این خانه به عنوان یک استعاره، به فیلم عمق روانشناختی و اجتماعی بیشتری میبخشد. این خانه، نه تنها یک زندان فیزیکی برای شخصیتهاست، بلکه بازتابی از زندانهای روانی و اجتماعی است که آنها در آن گرفتار آمدهاند. جدال بر سر فروش این خانه، در واقع نمادی از جدال میان گذشتهای پوسیده و آیندهای نامشخص است. ماشین آمریکایی قدیمی غلام و عدم تمایل او به بازسازی و نوسازی ملکش، به وضوح نمادی از "ساختارهای کهنه" و نسلی است که حاضر به تغییر و پذیرش نسل جدید "اهل مطالعه" نیست و حتی میخواهد آن را حذف کند. این نمادگرایی، به مخاطب اجازه میدهد تا فراتر از داستان صرف، به لایههای عمیقتر معنایی فیلم نفوذ کند و ارتباطی عمیقتر با مضامین آن برقرار سازد.
کارگردانی **اکتای براهنی** در **"پیرپسر"** نشان از وسواس، جسارت و امضای هنری خاص او دارد. او با نگرشی هنری و تئاتری به فیلمبرداری و طراحی صحنه، فضای بسته و خفقانآور خانه را به نمادی از فشارهای روانی و اجتماعی شخصیتها تبدیل کرده است. این رویکرد، در کنار انتخابهای هوشمندانه در تیم تولید، به فیلم کیفیتی چشمگیر بخشیده است.
**ادیب سبحانی**، مدیر فیلمبرداری **"پیرپسر"**، با استفاده از "نورپردازی تیره و قابهای تنگ"، "فضایی خفقانآور" خلق میکند که "حس تنگنا و فشار را چندبرابر کرده" و تماشاگر را خواسته یا ناخواسته به دل درام میکشد. این انتخاب بصری، صرفاً یک ترجیح زیباییشناختی نیست، بلکه ابزاری حیاتی برای تقویت مضامین اصلی فیلم از جمله حبس، فشار روانشناختی و طبیعت خفقانآور پدرسالاری است. این فضا، به صورت بصری، وضعیت روانی شخصیتها را بازتاب میدهد و به مخاطب کمک میکند تا عمق اضطراب و خشم سرکوبشده آنها را درک کند.
این فرم بصری، علاوه بر غنای هنری، موجب میشود حتی سکوت شخصیتها یا حرکات جزئی، دارای بار معنایی و دراماتیک ویژهای باشد. هر گوشه تاریک خانه، هر سایه بلند، و هر قاب بسته، به عنصری روایی تبدیل میشود که بدون نیاز به دیالوگ، احساسات و افکار پنهان شخصیتها را آشکار میسازد. فیلمبرداری و قاببندی، به طور مداوم احساس خفقان و تنش را به مخاطب القا میکند و او را درگیر فضای پرتلاطم فیلم نگه میدارد. این هماهنگی میان عناصر مختلف کارگردانی، از جمله دکوپاژ و ریتم بصری، از **"پیرپسر"** فیلمی میسازد که گرچه پیچیده و سنگین است، اما همواره زنده، متحرک و درگیرکننده باقی میماند.
یکی از نقاط قوت چشمگیر **"پیرپسر"**، تدوین آن است که نقش مهمی در حفظ ریتم و تعلیق فیلم ایفا میکند. **رضا شهبازی** تدوینگر اصلی فیلم است و **هایده صفییاری** به عنوان مشاور تدوین با این پروژه همکاری کرده است. حضور هایده صفییاری، که از برجستهترین تدوینگران سینمای ایران و عضو آکادمی اسکار است، خود گواهی بر کیفیت بالای فنی فیلم است. صفییاری سابقه همکاری با کارگردانان بزرگی چون اصغر فرهادی (در آثاری چون "جدایی نادر از سیمین" و "فروشنده")، داریوش مهرجویی و ابراهیم حاتمیکیا را دارد و برنده چهار سیمرغ بلورین است.
با وجود مدت زمان طولانی فیلم (۱۹۰ دقیقه یا ۳ ساعت و ۱۰ دقیقه)، تدوین **"پیرپسر"** "با ریتمی حسابشده، بیننده را اسیر خود میکند" و "لحظهای از نفس نمیافتد". این موفقیت در حفظ تعلیق و جذابیت در طول یک فیلم بلند، به مهارت تدوینگران در "کنترل تنش روایی" بازمیگردد. آنها از "برشهای تأخیری" برای "ایجاد حس اضطراب و معلقنگهداشتن تماشاگر" استفاده میکنند. این سبک تدوین، که در آثار صفییاری به "تدوین نامرئی" و "پرهیز از برشهای نمایشی و اغراقآمیز" معروف است، باعث میشود که مخاطب بدون واسطه درگیر موقعیتهای داستانی شود و حس مستندگونهای به روایت ببخشد. این تدوین دقیق و ریتمیک، نه تنها به تقویت ضربآهنگ فیلم کمک میکند، بلکه موجب لایهلایه شدن روایت و برجستهتر شدن درگیریهای شخصیتها میشود.
موسیقی متن **"پیرپسر"** که توسط **حسام ناصری** ساخته شده است، یکی دیگر از عناصر درخشان فیلم است که به عمق ابعاد روانشناختی و هیجانی آن میافزاید. ناصری، که بیشتر به خاطر آهنگسازی برای علیرضا قربانی و رهبری ارکستر او شناخته میشود، "در تلفیقی ماهرانه از موسیقی آکوستیک و الکترونیک"، فضایی منحصر به فرد را خلق کرده است.
موسیقی ناصری در **"پیرپسر"** فراتر از یک پسزمینه صوتی عمل میکند؛ این موسیقی "روایتگر روان" شخصیتهاست و "واکنشهای هیجانی و روانی" آنها را تقویت و بازتاب میدهد. صداهای دیستورتشده و ضربان کند ریتم در لحظات پرفشار، به وضوح بیانگر اضطراب، گیجی و بهمریختگی ذهنی شخصیتهاست. این تلفیق ماهرانه، "سکانس به سکانس آن میزان اضطراب و خشم را با آهنگسازی ماهرانه روایت کرده" و در صحنههای عاشقانه فیلم، با سلوهای ویولنسل، مخاطب را بیش از پیش درگیر میکند. موسیقی ناصری، به اتمسفر فیلم قدرت میبخشد و به مخاطب کمک میکند تا به عمق آشفتگیهای درونی شخصیتها نفوذ کند. این عنصر صوتی، به فیلم ابعادی جدید میبخشد و تجربه تماشای آن را به سطحی عمیقتر از درگیری حسی و فکری ارتقا میدهد.
یکی از دستاوردهای کارگردانی براهنی، توانایی او در تبدیل محدودیت لوکیشن به یک نقطه قوت است. فیلم بیشتر در محیط خانه قدیمی جریان دارد؛ اما این محدودیت فضایی با "دکوپاژ دقیق، طراحی صحنه حسابشده و نورپردازی هوشمندانه"، هرگز به یکنواختی منجر نمیشود. در عوض، خانه به یک کاراکتر زنده و نمادین تبدیل میشود که خود بازتابی از وضعیت روانی و اجتماعی شخصیتهاست.
براهنی به ویژه در فضاسازی زیرزمین خانه، که محل اعتیاد، گناه و گذشته تاریک غلام است، موفق میشود "حالوهوایی مخوف و باورپذیر" خلق کند. این زیرزمین، نمادی از لایههای پنهان و تاریک روح شخصیتها و جامعه است. طراحی صحنه خانه باستانی با مبلهای کهنه و تابلوهای بزرگ، "استعارهای از ایران امروز است؛ جامعهای میان گذشته و آینده، پر از خاطره و درد". این میزانسن دقیق و پرجزئیات، به مخاطب کمک میکند تا حس خفقان و بنبست حاکم بر زندگی شخصیتها را به طور ملموس تجربه کند. این رویکرد، نه تنها به غنای هنری فیلم میافزاید، بلکه به آن اجازه میدهد تا پیامهای عمیق خود را از طریق زبان بصری و فضاسازی، به شکلی قدرتمند منتقل نماید.
یکی از درخشانترین ابعاد **"پیرپسر"**، نقشآفرینیهای بینظیر بازیگران آن است که به فیلم عمق و اعتبار ویژهای میبخشد. هر یک از بازیگران اصلی، با درک عمیق از شخصیت خود، توانستهاند ابعاد پیچیده و چندلایه نقشها را به شکلی باورپذیر و تأثیرگذار به تصویر بکشند.
بدون تردید، نقشآفرینی **حسن پورشیرازی** در نقش **"غلام"** (پدر مستبد و معتاد) "مهمترین برگ برنده فیلم" و "یکی از بهترین نقشآفرینیهای سینمای ایران" در سالهای اخیر است. او شخصیتی خلق کرده که "مرزهای شر مطلق را درنوردیده و گاه به اسطورهای ترسناک بدل میشود". بازی او "سرشار از جزئیات ریز رفتاری است که تماشاگر را درگیر میکند و با گذشت زمان، بیشتر در ذهن میماند".
پورشیرازی، حتی در بیحرکتی، حضوری تهدیدآمیز دارد و "کاراکتری نفرتانگیز را ارائه میدهد که در خاطرهها خواهدماند". او موفق میشود پیچیدگیهای روانی غلام را، که هم ترسناک است و هم دردناک، به خوبی به نمایش بگذارد. این شخصیت، نمادی از پدرسالاری مخرب و استبدادی است که ریشه در اعتیاد، خشونت و ضربههای روانی دارد. توانایی پورشیرازی در تجسم این "هیولای خودشیفته بدخیم"، به قدری قدرتمند است که منتقدان معتقدند اگر در حق فیلم جفا نمیشد، "سیمرغ بلورین بر شانههایش مینشست". این عملکرد، نه تنها یک دستاورد بازیگری است، بلکه به عنوان ستون فقرات درام فیلم، تمامی تنشها و کشمکشها را به شکلی ملموس و باورپذیر به جلو میراند و به مخاطب اجازه میدهد تا عمق فاجعه انسانی را درک کند.
**لیلا حاتمی** در نقش **"رعنا"**، حضوری تأثیرگذار و چندلایه دارد که به فیلم ابعاد جدیدی میبخشد. شخصیت رعنا "نماد تحول و مقاومت در برابر تفکرات واپسگرایانه" است. او با ورودش به خانه، نه تنها تنشهای پنهان را فعال میکند، بلکه به عنوان یک نیروی ترمیمی، امکان بازسازی هویت را برای شخصیتها فراهم میآورد.
حاتمی، مانند همیشه، چندلایهبودن شخصیتش را قابلباور و تمیز ارائه داده و در سکانسهای بسیاری، به ویژه در سکانس ماشین در مقابل کاراکتر حسن پورشیرازی، "درخشان بازی کرده" است. رعنا، تصویری زنانه از "تقاطع شر، فقر و امید" است؛ او هم در معرض خشونت بیرونی است و هم اسیر وسوسههای درونی، اما در دل این وضعیت، هنوز در تلاش است برای حفظ کرامت و بازیافتن خویش. او در برابر جهانی مردسالار که فقط به دنبال تن اوست، میایستد و نمیخواهد قابلیتهای خودش را نادیده بگیرد. بازی لیلا حاتمی، به فیلم "لطافت" میبخشد، حتی در فضایی که "کلا خالی از لطافت و مهر است". این نقشآفرینی، نه تنها به تعادل درام کمک میکند، بلکه به عنوان صدای مقاومت و امید در برابر ظلم و تباهی، به فیلم عمق معنایی بیشتری میبخشد.
**حامد بهداد** در نقش **"علی"** (پسر بزرگتر) و **محمد ولیزادگان** در نقش **"رضا"** (پسر کوچکتر)، نقشآفرینیهای کلیدی و پیچیدهای ارائه میدهند که به خوبی وضعیت نسلهای گرفتار در سایه پدرسالاری را بازنمایی میکند. علی، مردی "درونگرا، آرام و تحقیرشده" است که میان شک و عمل، و جامعه و درون خود در نوسان است. او گاهی با اضطرار، مجبور به ارتکاب "شر کوچک" برای مقابله با "شر بزرگ" میشود: "قتل پدر برای نجات برادر". این عمل، نه از سر نفرت، بلکه از دل یک بحران اخلاقی و انسانی سر میزند.
محمد ولیزادگان نیز با بازی "کنترلشده" و "درخشان" خود، به خوبی نقش پسری سرکش را مجسم میکند. رضا "نماد نسلی" است که میان آزادگی و وابستگی گرفتار آمده و "گریزی نمییابد". نگاههای پر از التماس او به دنبال کشف واقعیت، خندههای زورکی، عشق به برادرش، و فکر به آینده و خلاص شدن از پدر زورگواش، از حرکات بدن این بازیگر قابل لمس است. هر دو بازیگر، به خوبی فشار ذهنی، احساس بیهویتی و اضطراب ناشی از زندگی در سایه پدری مستبد را به تصویر میکشند. این نقشآفرینیهای چندوجهی، به مخاطب اجازه میدهد تا با پیچیدگیهای درونی این شخصیتها همذاتپنداری کند و عمق رنج و تلاش آنها برای رهایی را درک نماید.
انسجام و تعاملات قدرتمند میان **حسن پورشیرازی**، **لیلا حاتمی**، **حامد بهداد** و **محمد ولیزادگان**، از نقاط قوت برجسته **"پیرپسر"** است. این شیمی قوی میان بازیگران، به ویژه با توجه به ماهیت پرتنش و اغلب خشونتآمیز روابط آنها، برای تأثیرگذاری دراماتیک فیلم حیاتی است. این قدرت جمعی، تضمین میکند که پویاییهای پیچیده خانوادگی و آشفتگیهای عاطفی، کاملاً واقعی و باورپذیر به نظر برسند.
بازیهای درخشان فردی، با کار گروهی و تعاملات قوی، تقویت میشوند. موفقیت فیلم در انتقال این روابط پیچیده و اغلب خشن، به شدت به باورپذیری این تعاملات وابسته است. این دستاورد جمعی هنری، به مخاطب اجازه میدهد تا به طور کامل درگیر مبارزات شخصیتها و روایت تاریک فیلم شود. این انسجام در بازیگری, نه تنها به کیفیت هنری فیلم میافزاید، بلکه به آن کمک میکند تا پیامهای خود را با حداکثر تأثیر عاطفی و روانشناختی به مخاطب منتقل کند و تجربه تماشای آن را به یادماندنی سازد.
**"پیرپسر"** از زمان نمایش، با موجی از تحسینها و واکنشهای گسترده مواجه شده است که نشاندهنده ارزش هنری و تأثیر عمیق آن بر سینمای ایران و مخاطبان است.
فیلم پس از اکران، با "تشویقهایی ممتد مخاطبان در کاخ جشنواره" مواجه شد. این استقبال اولیه، نشانهای از قدرت فیلم در جذب و تحت تأثیر قرار دادن تماشاگران بود. "فضای مجازی و صفحات شخصی منتقدین و رسانههای سینمایی همه به تحسین **«پیر پسر»** پرداختند" و تیتر اکثر خبرگزاریها پس از تشویقهای ممتد منتقدین و خبرنگاران در سالن سینما یکسان بود: "شبی که برج میلاد نخوابید". این عبارت، به خوبی شور و هیجان ایجاد شده توسط فیلم را به تصویر میکشد و نشان میدهد که **"پیرپسر"** چگونه توانست فضای جشنواره را تحت تأثیر قرار دهد.
**"پیرپسر"** در جشنواره فیلم فجر "تحسین منتقدان را برانگیخت" و این تحسینها تنها به جشنواره محدود نشد. استقبال مخاطبان از **"پیرپسر"** ثابت کرد که "فیلمهای اجتماعی همچنان مخاطبان خود را دارند" و این فیلم "جان تازهای به سینمای اجتماعی ایران داده" است. این موفقیت، به ویژه در ژانری که اغلب تحتالشعاع کمدیها قرار میگیرد، نشاندهنده ظرفیت **"پیرپسر"** برای احیای و رهبری سینمای اجتماعی متفکر در ایران است. این فیلم نه تنها انتظارات را برآورده کرده، بلکه از آنها فراتر رفته و معیاری جدید برای کیفیت در این ژانر ایجاد کرده است.
**"پیرپسر"** نه تنها در داخل کشور مورد تحسین قرار گرفت، بلکه در سطح بینالمللی نیز افتخارات متعددی کسب کرده است. این فیلم "برنده جایزه بهترین فیلم از بخش پرده بزرگ پنجاه و سومین دوره **جشنواره بینالمللی فیلم روتردام**" شد. جشنواره روتردام، یکی از معتبرترین جشنوارههای سینمایی جهان است که به نمایش آثار جسورانه و هنری شناخته میشود، و کسب جایزه از آن، اعتبار ویژهای به فیلم میبخشد.
علاوه بر این، **"پیرپسر"** "برنده جایزه بهترین فیلم در **جشنواره فیلم گالوی (ایرلند)**"، "**بهترین فیلم داستانی در جشنواره فیلم لندنبریز**" و "تقدیر برای بهترین عملکرد و اجرای بازیگران در **جشنواره بینالمللی فیلم ترانسیلوانیا**" شده است. این جوایز متعدد بینالمللی، تأییدی قوی بر ارزش هنری و جذابیت جهانی **"پیرپسر"** است. این افتخارات، نه تنها شهرت فیلم را افزایش میدهند، بلکه به مخاطبان گستردهتری نشان میدهند که با اثری با کیفیت سینمایی برجسته و مورد تحسین جهانی روبرو هستند. این دستاوردها، فیلم را به عنوان یک اثر مهم در سینمای جهان معرفی میکند و دلیلی قاطع برای تماشای آن توسط هر علاقهمند به سینما فراهم میآورد.
**"پیرپسر"** فراتر از یک فیلم معمولی، یک تجربه سینمایی بیبدیل است که تماشای آن برای هر علاقهمند به سینمای جدی و متفکر، یک ضرورت محسوب میشود. دلایل متعددی وجود دارد که این فیلم را به اثری "باید دید" تبدیل میکند:
**"پیرپسر"** فیلمی است که "نیاز به غور و موشکافی در سطوح و سویههای مختلف دارد" و "ارزشهای نهفته این اثر ماندگار" را آشکار میسازد. این فیلم "یک تجربه متفاوت در سینمای ایران" است که مخاطب را به سفری عمیق در روان انسان و ساختارهای اجتماعی میبرد. با وجود مدت زمان طولانی (۳ ساعت و ۱۰ دقیقه)، فیلم "لحظهای از نفس نمیافتد" و "تماشاگر را برای سه ساعت تمام در فضایی جذاب و بهیادماندنی غرق میکند". این توانایی در حفظ تنش و درگیری مخاطب در طولانیمدت، نشان از مهارت بالای کارگردان و تیم تدوین دارد.
این فیلم، با درام روانشناختی دقیق و کمنقص خود و توانایی در "میخکوب کردن" مخاطب، تجربهای فکری و احساسی غنی را ارائه میدهد. **"پیرپسر"** از آن دسته آثاری است که صرفاً داستان نمیگوید، بلکه به مخاطب اجازه میدهد تا به درون شخصیتها و مسائل آنها نفوذ کند و با آنها زندگی کند. این فیلم، نه تنها سرگرمکننده است، بلکه به عنوان یک اثر هنری، ذهن و روح مخاطب را به چالش میکشد و او را به تأمل در مفاهیم بنیادین انسانی و اجتماعی وامیدارد.
این فیلم "پیشرو در سینمای اجتماعی ایران" است، زیرا با شجاعت به سراغ موضوعات حساس و تابو میرود و آنها را با عمق و ظرافت هنری به تصویر میکشد. موفقیت **"پیرپسر"** میتواند الهامبخش فیلمسازان دیگر باشد تا به سمت ساخت آثاری با محتوای عمیقتر و جسورانهتر حرکت کنند، و این امر به نوبه خود به تنوع و غنای سینمای ملی کمک شایانی خواهد کرد. این فیلم، ثابت میکند که سینمای اجتماعی نه تنها میتواند مهم باشد، بلکه میتواند موفقیت تجاری نیز کسب کند و مخاطبان خاموش را به سالنهای سینما بکشاند.
**"پیرپسر"** فیلمی است "دربارهی شر"، اما "نه برای وحشتافکنی یا قضاوت، بلکه برای فهمیدن". این رویکرد، فیلم را به ابزاری قدرتمند برای خودکاوی و درک پیچیدگیهای طبیعت انسان و ساختارهای اجتماعی تبدیل میکند. همانطور که یکی از منتقدان اشاره کرده است، "هنر قرار نیست همیشه دلنشین باشد؛ گاهی فقط قرار است ما را وادار به فکر کند". **"پیرپسر"** دقیقاً چنین نقشی را ایفا میکند.
فیلم با کاوش در مضامینی چون پدرسالاری، خشونت، اعتیاد و فروپاشی خانواده اقتباس از مضامین داستایفسکی در باب "نبرد میان ایمان و شک، اخلاق و جنایت"، مخاطب را به چالش میکشد تا به پرسشهای بنیادین درباره خیر و شر، جبر و اختیار، و مسئولیتهای فردی و اجتماعی بیاندیشد. این فیلم، دیالوگی عمیق را با بیننده آغاز میکند و او را به مواجهه با جنبههای ناخوشایند واقعیت دعوت مینماید. این تجربه فکری، فراتر از ساللن سینما ادامه مییابد و به مخاطب کمک میکند تا درک عمیقتری از خود و جامعه پیرامونش پیدا کند.
کیفیت ساخت **"پیرپسر"** در تمامی ابعاد، از فیلمنامه تا کارگردانی و بازیگری، در سطح بالایی قرار دارد. فیلمنامه آن "دقیق و کمنقص" است و "بازیهای فوقالعاده" بازیگران، به ویژه **حسن پورشیرازی**، آن را به اثری ماندگار تبدیل کرده است. "کارگردانی جسورانه و ظرافتکارانه" **اکتای براهنی** و "جسارت، وسواس و دقت بالای کارگردان"، تضمینکننده این کیفیت است.
عناصر فنی فیلم نیز در سطح بینالمللی قرار دارند؛ فیلمبرداری **ادیب سبحانی** با نورپردازی و قاببندیهای خاص، تدوین حسابشده **رضا شهبازی** و **هایده صفییاری**، و موسیقی متن تأثیرگذار **حسام ناصری**، همگی به خلق یک اثر هنری یکپارچه و قدرتمند کمک کردهاند. **"پیرپسر"** از آن دسته فیلمهایی است که "سینمای ایران نیاز فراوان به آن داشته" و "قابلیت کشاندن تماشاگران خاموشاش را دارد". این فیلم نه تنها یک اثر هنری با پیامی قوی است، بلکه از نظر فنی نیز به قدری خوب ساخته شده که میتواند در برابر آزمون زمان مقاومت کند و به عنوان یک اثر ماندگار در تاریخ سینمای ایران ثبت شود.
**"پیرپسر"** به کارگردانی **اکتای براهنی**، بیش از صرفاً یک درام خانوادگی، "تصویرگر تراژدی عمیق و دردناک یک خانواده است که در دل جامعهای گرفتار معضلات بزرگتر و ساختاریتر گرفتار شده است". این فیلم، با جسارت و عمق بینظیر خود، به عنوان "یک شاهکار کمنقص" و "یکی از متفاوتترین آثار سالهای اخیر سینمای ایران" شناخته میشود. **"پیرپسر"** با "نگاهی جامعهشناختی، نشان میدهد چگونه ساختارهای کهنه، عشق و خلاقیت را خفه میکنند" و از این رو، آینهای تمامنما از واقعیتهای تلخ جامعه معاصر ایران است.
این فیلم، یک رویداد فرهنگی مهم است که بحثهای ضروری درباره خانواده، جامعه و آزادی هنری در ایران را شعلهور کرده است. توانایی آن در برانگیختن جنجال، در عین حال که تحسین منتقدان و مخاطبان را به همراه داشته و جوایز بینالمللی متعددی را کسب کرده است، بر نقش حیاتی آن در پیشبرد گفتمان انتقادی و گسترش مرزهای بیان سینمایی در ایران تأکید دارد. تأثیر ماندگار **"پیرپسر"** در توانایی آن برای وادار کردن به خودکاوی و مواجهه با حقایق ناخوشایند نهفته است، که آن را به اثری ضروری در تاریخ سینمای ایران و یک تجربه تماشای عمیق و معنادار تبدیل میکند.
واکنشهای پرشور و عمیق منتقدان و تماشاگران، از جمله اینکه فیلم "یادم آورد چرا عاشق سینما هستم" و "واقعاً ارزشش رو داشت"، گواهی قدرتمند بر تأثیرگذاری عمیق **"پیرپسر"** است. این واکنشها نشان میدهند که فیلم نه تنها اثری خوب، بلکه اثری است که به شدت مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار میدهد و الهامبخش آنهاست. این طنین عاطفی، همراه با عمق فکری و کیفیت هنری فیلم، آن را به یک رویداد سینمایی فراموشنشدنی تبدیل میکند.
با توجه به تمامی این دلایل، **"پیرپسر"** فیلمی است که "قابلیت این را دارد که هزاران کلمه از وجوه مختلف درباره آن نوشت و حرف زد". این فیلم، نه تنها یک اثر سینمایی، بلکه یک تجربه انسانی است که نباید از دست داد. به تمامی علاقهمندان به سینمای متفکر و تأثیرگذار، قویاً توصیه میشود که **"پیرپسر"** را تماشا کنند و خود را درگیر این حماسه مدرن در دل تاریکی سازند.
}توجه داشته باشید تماشای این فیلم برای افراد زیر 15 سال توضیه نمیگردد.